🌼رمان: #منجی | منجی🌱
🐥نویسنده : #آ_پیراسته🌈
🧁#2973_ص🧁
🌼ژانر: #عاشقانه🍷 #هیجانی🛼 #براساس_واقعیت⛹🏻♀
🐥خلاصه:
بوی خون و تعفن داشت خفه ام می کرد از درد زیر دلم که یه شبانه روز بود امونم رو بریده بود دولا شده بودم و به زور قدم برمیداشتم. دلم آشوب بود و حال خوشی نداشتم. به پله های پایانی اون زیر زمین لعنتی اقدس که رسیدم پاهام سست و نفسم تو سینه حبس شد.
یهو با کشیده شدن بازوم توسط خاور به خودم اومدم.....
دیدگاه خود را ثبت کنید