اقدامپژوهی حاضر با هدف بهبود یادگیری مفهوم مرکز تقارن و تقارن مرکزی در دانشآموزان پایه ششم ابتدایی انجام شده است. تجربه تدریس در کلاس ششم نشان داد که بخش قابل توجهی از دانشآموزان در درک این مفهوم با دشواری روبهرو هستند و نمیتوانند تفاوت میان تقارن محوری و تقارن مرکزی را بهخوبی تشخیص دهند.
این مسئله در حل تمرینهای کتاب ریاضی، بهصورت آشکار دیده میشد. بسیاری از دانشآموزان تصور میکردند هر شکلی که وسط داشته باشد، حتماً دارای مرکز تقارن است، در حالی که از فهم دقیق چرخش 180 درجهای شکل حول یک نقطه ناتوان بودند. همین ضعف مفهومی باعث کاهش اعتماد به نفس، افت انگیزه، و عملکرد ضعیف آنان در ارزشیابیهای کلاسی شده بود.
برای حل این مسئله، از روش اقدامپژوهی استفاده شد؛ زیرا این روش به معلم اجازه میدهد ضمن شناسایی یک مشکل واقعی در کلاس، با طراحی و اجرای راهکارهای مناسب، به اصلاح وضعیت موجود بپردازد.
در این پژوهش، با تکیه بر یادگیری فعال، ساختگرایی، دستورزی، و استفاده از ابزارهای عینی، تلاش شد مفهوم مرکز تقارن از حالت انتزاعی خارج شده و به تجربهای ملموس برای دانشآموزان تبدیل شود.
در این قسمت، اقدام پژوهی با عنوان بهبود یادگیری مرکز تقارن و تقارن مرکزی با ساخت کاردستی به صورت یک فایل 16 صفحه ای آورده شده است. این فایل در دو قالب ورد و پی دی اف تهیه و تنظیم شده و امکان ویرایش آن وجود دارد.
اهداف اقدام پژوهی:
✅ ارتقای سطح درک مفهومی دانشآموزان از ماهیت مرکز تقارن و مفهوم دوران ۱۸۰ درجه.
✅ توانمندسازی در تشخیص دقیق تفاوتهای ساختاری میان تقارن محوری و تقارن مرکزی.
✅ تقویت مهارتهای دستورزی از طریق ساخت مدلهای فیزیکی و کاردستیهای هندسی.
✅ کاهش خطاهای دانشآموزان در تعیین صحیح محل مرکز تقارن در اشکال مختلف هندسی.
✅ جایگزینی روشهای تدریس سنتی و غیرفعال با رویکرد ساختگرایی و یادگیری تجربهمحور.
دیدگاه خود را ثبت کنید