با خنده مقنعم را از سرم میکند.
-قشنگ شده؟
ریحانه دهانش باز می ماند.
-اینو کی برات این شکلی بافته؟
پشت چشمی نازک می کنم.
-مامانم..
مریم موهایم را میکشد.
-من موندم چرا نمیری این موهارو رنگ کنی
پوزخند زده و مقنعم را سرم می کنم.
-چرا باید اینکارو بکنم؟ رنگشونو دوست دارم. مشکی مشکی!
دیدگاه خود را ثبت کنید