هر کدام از داستانهای آخرین نسل برتر فردی را به عنوان نسل برتر از دیدگاه نویسنده بیان می کند. اکسیژن ، داستان زنی است که در هنگام شیر دادن به نوزادش ناگاه احساس تنگی نفس می کند و سعی دارد خود را به بیمارستان برساند. این زن با وجود اینکه حالش خوب نبود و قصد داشت خود را برای مداوا به بیمارستان برساند، در تمام راه به فکر همسرش است و می خواهد قبل از او در خانه باشد و برای او شام درست کند، گویا این زن بیشتر از خودش به فکر همسر و فرزندش است.
یک گل سرخ، زنی که همیشه آرزو داشته شوهرش به او گل بدهد اکنون بر مزار شوهرش ایستاده. رشته ی تسبیح: پدربزرگ که عاشق تسبیحش است با نوه کوچکش کنار چاه نشسته و صحبت می کند. آخرین نسل برتر: مربی تیم کشتی در مصر به سر می برد و عاشق خدمتکار اتاق شده. موری: مهندس جوانی که مخالف نظام شاه بوده اعدام شده و اجازه ی دفن جنازه اش را نمی دهند. جشن دلتنگی : فرشته که برای تحصیل به ایتالیا رفته مریض می شود. عدل پدر و پسر: پسرک از روستا به شاگردی در شهر آمده ولی به عسل حساسیت داشته. سرباز بومی: سرباز تو سری خور و ساده ای که عاشق زنش است.
دیدگاه خود را ثبت کنید