مذاکره حقوقی

مذاکره حقوقی

خواننده عزیز، چندی پیش خبری خواندم با این مضمون که، اخیرا کانون وکلا و حقوقدانان برخی کشورها، تصمیم گرفتند تا واحد و بخش جدیدی را با عنوان 
شیوه مذاکره در برنامه تحصیلی و در دوره کارآموزی، اضافه کنند.
به نظر این نویسنده، این بهترین فرصت برای دانشجویان حقوق است تا در مورد ترفندهای مذاکره کردن بطور رسمی یاد بگیرند، البته که این ممکنه، 
باعث تغییراتی در برنامه تحصیلی و واحد‌های درسی رشته حقوق شود.

از دلایل تاثیرگذاری که باعث شده تا کانون وکلا و حقوقدانان چنین تصمیم مهمی بگیرند که بجای پیش کشیدن دعوی قضایی و همچنین آوردن آن به عنوان یکی از دروس اصلی رشته حقوق، از شیوه‌های مذاکره استفاده بشه، اینه که:
چون این یکی از راه‌های کسب‌و‌کار روبه رو رشد در زمینه حقوقی است. علاوه بر اینکه به بیش از ۴0٪ درآمد در مدت پنج سال رسیده، باعث شده تا به نتیجه‌ای مطلوب‌تر از اقامه دعوی 
قضایی برسد، 

حالا این یعنی چی؟

این یعنی در ۴0٪ مواقع، ممکنه که یک پرونده و دعوای حقوقی، در عرض یک روز حل و فصل 
شود.
با توجه به چنین اطلاعاتی می‌تونیم اینطور بگیم که مذاکره کردن بطور علمی روبه رشد و در حال گسترشه و احتمالا در آینده‌ای نزدیک شاهد استفاده از شیوه های مذاکره مثل میانجیگری و داوری در عرصه حقوقی نیز خواهیم بود.

به نظر بنده ی نویسنده با توجه به این تحلیل و بررسی می‌تونیم در بعضی از مسائل حقوقی از این شیوه نوآورانه بجای دعوی قضایی، با توجه به پروسه طولانی و خسته کننده دادگاه‌ها، استفاده کنیم
در ادامه، اشاره کوتاهی به مذاکره کردن و شیوه‌های آن می‌کنیم.


در وهله نخست بیاید ببینیم از نظر تخصصی مذاکره به چه معنیه؟

 براساس پژوهش‌های دانشگاه هاروارد، مذاکره کردن مهارتی عملی است و نمی‌توان آن را در در کلاس
درس یاد گرفت. در اینجا به چند شیوه از مذاکره می‌پردازیم، با این امید که مورد استفاده شما قرار گیرد:


1. همه ما مذاکره کننده هستیم.
مثلاً بحث در مورد اینکه چه کسی ظرف‌ها را بشوید؟

 یا چه کانالی از تلویزیون را نگاه کنیم؟

 نمونه‌هایی از مذاکره است. در هر صورت به دو روش نرم یا استفاده از واژه‌ها و شیوه سخت یا استفاده از زور به 
چشم می‌خورد.

در سیستم آموزشی حقوقی، شیوه‌های مذاکره با استفاده از روش‌های نرم که شامل روش‌هایی است که با 
استفاده از اسناد و مدارک مستدل است، انجام می‌شود.

 در مقابل استفاده از روش سخت -که شامل تهدید می‌شود- از 
آنجایی که این روش باعث به نتیجه نرسیدن در مذاکرات می‌شود پس این روش چندان مورد استفاده 
نیست.
شیوه‌های مورد مطالعه حقوقی بیشتر در استراتژی‌های مذاکره کاربرد دارد که تا حد زیادی رقابت و 
تنش بین طرفین را از بین می‌برد و یا حداقل کم می‌کند که این باعث می‌شود که روابط بین طرفین بر 
پایه همکاری و مشارکت باشد. 

به عبارت دیگر، این بدین معنا است که می‌تونیم از هر کدوم از دو روش سخت و نرم در مذاکرات و در شرایط مناسب استفاده کنیم.


2. هدف از مذاکره کردن طرفین را بدانید.
همونطور احتمالا از عنوان بالا متوجه شدید، باید بطور دقیق مشخص کنید که هدف شما از مذاکره چیه و می‌خواهید چه چیزی بدست آورید و در مقابل حاضرید چه چیزی را به عنوان بهای خواسته خود  از دست بدید؟

شاید پرسش پیش کمی نامطلوب به نظر برسه، اما خواننده عزیز، این را همیشه بخاطر داشته باش که 
در مذاکره، ارتباط هزینه و سود برقراره، این یعنی، بهتره آماده باشید تا برای چیزی که می‌خواهید بدست 
آورید، باید هزینه‌های متناسب با آن را نیز بپردازید.


بطور معمول در مذاکره، در مقابل امتیازی که در توافقنامه بدست می‌آوریم، متعهد به دادن چیزی یا انجام کاری 
می‌شویم که طرف قرارداد در ازای دادن آن امتیاز از ما خواسته است.


3. اطلاعات باعث تسلط بر مذاکره میشود.
مذاکره کردن یک روند مرحله‌ای است. 

در ابتدا به واضح‌ترین حالت خود آغاز می‌شود، درست مثل یک فروشنده و خریدار. فروشنده می‌خواهد بیشترین سود را ببرد، در حالیکه، خریدار می‌خواهد کمترین 
قیمت را پرداخت کرد. اگر فروشنده از بیشترین قیمتی که خریدار حاضر است برای کالا بپردازد با خبر 
شود، بیشترین سود را کرده است؛ در مقابل سود مشتری در اینه که از کمترین قیمتی که می‌تونه بپردازد، اطلاع داشته باشد، پس برای آن خوب چانه‌زنی‌ کرده است.
اما در زمینه حقوقی، بین چیزی که خواهان می‌خواهد و به آن راضی می‌شود و چیزی که خوانده حاضر 
به پرداخت آن و یا متعهد به انجام آن است، تفاوت بسیاری وجود دارد.
در حقوق، خواهان باید از بهترین و بدترین حالت مذاکره در توافقنامه اطلاع داشته باشد. به خصوص، 
باید بهترین یا بدترین حالت هرکدام از روش‌های رجوع به دادگاه و انجام مذاکره حقوقی، مشخص شود که آیا خواهان می‌تواند بوسیله آن به نتیجه مطلوب برسد یا نه؟؟!


خلاصه داستان…

اطلاع از روند حقوقی کار باعث انعطاف‌پذیری در روند کار می‌شود. 

پس بهتره که یاد بگیریم که چطور شرایط بحرانی مثل وارد شدن احساسات به روند کار را، مدیریت کنیم؛ 

و یاد بگیریم که چطور قراردادی برد-برد، به نفع طرفین قرارداد تنظیم کنیم؛ 

و مهارت مذاکره را برای رسیدن به شرایط مطلوب، را یاد بگیریم. 

و در پایان،

 خواننده عزیز، به یاد داشته باش که محدوده مذاکره وسیع‌تر از آن است که به نظر می‌رسد، پس با درک بهتر این موضوع می‌تونیم کمک بزرگی برای پیشبرد حرفه حقوقی، چه در حال حاضر و چه در آینده شود.

 

ارادتمند شما.

بانو اَرشتات

دیدگاه ها
اولین دیدگاه را شما بنویسید | ثبت دیدگاه